![]()

i. نیمه شب پریشب ; گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ ; توی صف اتوبوس
ii. گفتم: سلام حافظ گفتا:علیک جانم گفتم : کجا روی؟ گفت: والله خود ندانم
iii. گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی گقتم : چگونه ای ؟ گفت: در بند بی خیالی
iv. گفتم : ز دولت عشق گفتا: کودتا شد گفتم : رقیب گفتا: اری کله پا شد
v. گفتم: بگو ز خالش ان خال اتش افروز گفتا : عمل نموده دیروز یا پریروز
vi. گفتم : بگو ز مویش گفتا که مش نموده گفتم: بگو ز یارش گفتا : ولش نموده
vii. گفتم :کجاست جمشید؟جام جهان نمایش؟ گفتا:خریده قسطی تلوزیون به جایش
viii. گفتم:بگو ز محمل یا از کجاوه یادی گفتا: پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی
ix. گفتم: بلند بوده موی تو ان زمان ها گفتا: به حبس بودم از ته زدند ان ها
x. گفتم : شما و زندان؟ حافظ ماروگرفتی؟ گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی!
....
....از تو می خواهم
به تو می گویم از تنهایهایم از غم ها و بی کسی هایم .هر انچه ندارم و می خواهم. با چشمانی از غفلت بسته وبی انکه ببینم انچه را که داده ای . و تو به من می دهی مانند همیشه. ولی من همچنان می خواهم از تو ودریغا از شکرگزاری برای کوچکترین دادهء تو و همیشه طلبکارانه از تو می خواهم چون ندهی بی توجه از انکه تو صلاح بنده خواهی و حتم در کار تو حکمتی است چنان چرا اورم و رنجم که گویی برای من حقی است غافل از انکه حقی نیست ونبوده و هر چه تودهی از روی رحمت و بخشایش توست و جای شکر بسیار داردحتی اگر ندهی . بی انکه توجهی به کوچکترین دادهء تو داشته باشم بی توجه به سلامتی که در جسم و روح من است چون چشما نی که بسیارند در ارزوی داشتن یکی از انها و من هر دو را در وجود خود دارم و دریغ از شکرگزاری حتی برای یکی از انها. و من همچنان از تو می خواهم . خواسته هایی که تمامی نداردو هر چه تو دهی برای این بنده ناشکر کم است. ولی تو چنان بزرگواری که از چنین بنده ای هم غافل نمی شوی . این بنده همیشه محتاج به توست.
و همچنان از تو می خواهم...........![]()
این بار امرزش تو را می جویم که مرا بیامرزی و مرا دریابی تا در پناه تو بتوانم با ایمانی قویتر هر انچه دارم از تو بدانم و تو را شکرگزارم اگرچه هرگز نتوانم انچنان که شایسته توست از عهده حمد و ستایشت برایم.
و همچنان از تو می خواهم ..........
ببخش این بنده ای را که جز تو کسی را ندارد که از غم ها بگوید و جز تو کسی نباشد که بتواند او را یاری دهد و ببخش این موجوده زیاده خواه را که هرچه دهی برای او کم است.
و همچنان از تو می خواهم بخشایشت را........
....... متن ادبی کاری از یاسمن
# و از شکیبایی (و واداشتن بر انچه دوست ندارد از جمله روزه) و نماز(که دل را پاکیزه و انسان را از گناهان و پلیدیها بدور می دارد ) یاری جویید و نماز سخت و دشوار است مگر برای فروتنان (دوستداران طاعت و عبادت)
{ سوره بقره ـ ایه 45 }
#The world is better place for me
because Mohammad resole Allah have been in it
#ای کسانی که ایمان اورده اید! از بردباری و نماز( در برابر حوادث سخت زندگی) کمک بگیرید (و بدانید ) خداوند با بردباران است ( و یار و یاور ایشان است)
{ سوره بقره ـ ایه 153}
#حالا اگه خسته شدی می خوای بقیه شو بعدا بخون ؟
اره؟ اهای کجا؟
چه از خدا خواسته؟ ![]()
حالا من یک چیزی گفتم. می شینی تا ته می خونی . فهمیدی؟![]()
#Just 4 god:
I can't stop thinking about you.
Maybe because I don’t want to.
You are always in my thoughts….
in my heart
#اری هرکس مرتکب گناه شود و گناه (احساس و وجدان و سراسر وجود ) او را احاطه کند. این چنین افرادی یاران ا تش بوده و جاودانه در ان خواهند ماند .
{ سوره بقره ـ ایه 81}


