

به نام اوکه عطر را افرید ، رنگ را ، گل را ... به نام اوکه نور را افرید ، شب را ، روز را ...
به نام او که اشک را افرید ، آه را ، غم را ... به نام او که دل را افرید ، حس را ، عشق را....
به نام یکتایی که عشق را افرید تا مخلوق ، عاشقانه خالق خود را ، ستایش کند.....
اگه کسی را که دوست دارید ، شما را ترک کند …..
اگه گلی از شاخه چیده شد ،هرگز نمی گییم که دیگه گلی نخواهد رویید . زیرا جهان پر از گل است . به خاطر داشته باشید در هیچ مرحله از زندگی از دست دادن وجود نداره . هرگاه چنین به نظر می رسه که کسی را دوست داشتید و او شما را ترک کرده ، رهاش کنید و بگذارید بره .بدونید دیگه به دردتون نمی خوره .یقیین داشته باشید خدا موهبت تازه و بهتری برای شما در نظر داره که هر لحظه ممکن است از راه برسه . پس از خدا بخواهید که موهبت تازه و افراد تازهء زندگیتون را به شما نشون بده .این جملات را با خودتون تکرار کنید ، اکنون به موهبت تازه ام خوشامد می گم ، موهبت تازه ای از طرف خدا به عالیترین و کاملترین شکل به من می رسه و عظیم ترین شادمانی ها را برایم به ارمغان می یاره. زندگیم روزبه روز شیرین تر می شه . او را در ذهنتون ببخشید تا ذهنتون ازاد و رها به دنبال اینده ای بهتر باشه.
اگه هنوز غبار عشقش روی دلت نشسته ، بدون یک روز یکی دیگه میاد، که نگاهش ، نسیمی داره که هرچی گردوغبار با خودش می بره....
تو که بی رحم نبودی ، چه طور تونستی شکستنم و ببینی !!!!
تو که قلبی نداشتی ، چطور می تونستی از عشق بگی !!!!
تو که بر نمی گشتی ، چرا گفتی منتظرت بمونم ؟
تو که پناهی واسم نبودی ، چرا خواستی آواره بمونم ؟
تو که خنده رو دوست نداشتی ، چطور مشتاق یک لبخندم شدی !!!
تو که خدا رو فراموش کرده بودی ، چطور عاشق " حق " گفتنم شدی !!!
تو که وفا واست غریبه بود ، چرا اشناش کردی با دل من ؟
تو که محبت واست رنگی نداشت ، چرا رنگین کمونش کردی تو دل من ؟
متن ادبی کاری از یاسمن

نوشته شده توسط یاسمن در شنبه 1 بهمن1384 و ساعت 5:50 PM